خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

113

نهج البلاغة ( فارسي )

46 سخنى از آن حضرت ( ع ) هنگامى كه به قصد شام سفر مىكرد بار خدايا ، به تو پناه مىبرم از سختى سفر و از اندوه بازگشت . و به تو پناه مىبرم ، از اين كه به هنگام بازگشت بينم كه به زن و فرزند يا داراييم آسيبى رسيده باشد . بار خدايا ، در اين سفر تو همراه من هستى و جانشين مرد مسافر در ميان خاندانش نيز ، تويى . كسى جز تو نتواند كه اين دو مهم را كفايت كند . زيرا آنكه جانشين مسافر است ، در خانه ، همسفر او نتواند بود و آنكه همسفر اوست ، چگونه جانشين او در خانه تواند شد . من مىگويم : ابتداى اين كلام از رسول الله ( ص ) روايت شده و امير المؤمنين با عباراتى در نهايت بلاغت آن را پى گرفته و به نيكوترين وجهى به پايان رسانيده است . سخن او از « لا يجمعها » است تا آخر . 47 سخنى از آن حضرت ( ع ) در بارهء كوفه اى كوفه ، گويى مىبينمت كه چون چرم عكاظى ، از هر طرف كشيده شوى . و پامال حوادث گردى و به بلاها گرفتار آيى . نيك مىدانم ، كه هر جبار ستمگر كه قصد آزار تو كند ، خداوندش به بلايى مبتلا سازد يا به دست قاتلى بكشدش .